تنها تر ین غر یب دیار مدینه بود
او مرد علم و زهد و وقار و سکینه بود
صد باب علم از کلماتش گشوده شد
در بین عالمان به خدا بی قرینه بود
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد
یک عمر سوخت قلب تو از کینه هشام
آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو
تنها نه در عزاى تو چشم بشر گریست
گریست آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو
شهادت امام باقر (ع) تسلیت باد
ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده
سلاطین جهان یکسر گداى حضرت باقر
زبان از وصف او لکن، قلم از مدح او عاجز
که جز حق کَس نمى داند بهاى حضرت باقر
اى خفته همچو گنج، به ویرانه بقیع
پر مى زند کبوتر دل، در هواى تو
در را به روى امت اسلام بسته اند
آن گمرهان که بى خبرند از صفاى تو
راحت شدی ز جور و جفای هشام دون
آندم که گشت عمر تو را از زهر کین تمام
داریم حاجتی که ز لطف و عنایتی
بر قبر بی چراغ تو گوییم یک سلام
شهادت امام باقر (ع) تسلیت باد
شمس و قمر را به نسب اخترى
نسل امام از پدر و مادرى
اختر تابنده دانش تویى
بلکه شکافنده دانش توئى
گاه قلبش از غم، آتش مى گرفت
گاه زهر کین حیاتش مى گرفت
اشک هاى سرخ امانش را گرفت
ذره ذره داغ جانش را گرفت
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد
اى کاش بر قبرت حرم سازیم امامم
بر گنبدش پرچم بیافرازیم امامم
آییم پابوس و تو را زوّار گردیم
ما بى کسان هم لایق دیدار گردیم
شهادت امام محمد باقر تسلیت باد
سلام ما به درد تو به داغ تو
سلام ما به قبر بى چراغ تو
خورشید چرخ دین افول کرده
قلب پیمبر را ملول کرده
شهادت امام باقر(ع) تسلیت باد
نور دل فاطمه بى تاب شد
پیکرش از زهر جفا آب شد
پنجم ولى کبریا شد شهید
آن یادگار کربلا شد شهید
برچسب:
نویسنده: محمد اکبری